امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 29 روز سن داره

مسافری از بهشت

واکسن دو ماهگی

1392/9/6 19:22
نویسنده : nastaran
137 بازدید
اشتراک گذاری

عشق مامان امروز سه شنبه 28/8  دوماهگی شما تموم میشه و وارد ماه سوم میشی. عزیزم امروز من و شما و بابایی و مادر جون رفتیم مرکز بهداشتی و درمانی ارشاد(شریعتی) برای زدن واکسن.از چند روز قبل غصم شده بود که باید واکسن بزنی و بعد از اون تا چند روز اذیت میشی.طاقت نداشتم ببینم بی تابی کنی و درد بکشی. قبل از زدن واکسن چند قطره استامینوفن بهت دادم تا بعد از زدن واکسن بتونی بخوابی و کمتر اذیت بشی.

چهارتایی رفتیم تو اتاق، خانمی که قرار بود بهت واکسن بزنه قدری بداخلاق بود.قطره فلج اطفال رو هم نداشتن و گفتن تماس بگیریم و هروقت آوردن دوباره بیاریمت که اون رو هم بهت بدن.طاقت نداشتم ببینم بدنت کوچولوتو سوزن بزنن.گریم گرفته بود، هنوز واکسنت رو نزده بود که شما شروع به گریه کردی.وقتی تموم شد حسابی گریه می کردی،بغلت کردم و سعی کردم آرومت کنم.قدری برات لالایی خواندم و وقتی سوار ماشین شدیم  بهت استامینوفن دادم و کم کم خوابت برد. بعد هم رفتیم خانه مادرجون. خواب و بیدار بودی و غر می زدی.قربونت برم من که درد داشتی عزیزدل مامان. وقتی رسیدیم خانه بهت شیر دادم و پوشکت رو تعویض کردم بعد هم بغلت کردم و راه بردمت تا خوابت برد.

باید هر چهارساعت یکبار دوبرابر وزنت قطره استامینوفن می خوردی و در صورت درد و تورم از کمپرس سرد استفاده می کردی.خدا رو شکر که این کار هم انجام شد.البته اونقدرها هم که فکر می کردم سخت و غیر قابل تحمل نبود!! شب اول شب نسبتا سختی بود، تا صبح بالای سرت نشسته بودم و دائما دمای بدنت رو اندازه می گرفتم که تب نکنی.قدری بدنت گرم بود و دمای بدنت به 38.1 هم رسید اما بعد پایین اومد.اما تا یکی دو روز وقتی می خواستم تعویضت  کنم گریه می کردی و درد داشتی.

این هم عشق مامان که قطره خورده و لالا کرده.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)